تبليغاتX
میلاد بلخی
 

سال ۱۳۹۱ می تواند سال خوبی باشد اگر ....

سال ۹۰ با همه خوبی ها و بدی هایش گذشت و تا چند روز آینده سال ۹۱ آغاز می شود و باز یک سال دیگر ژیش روی ماست تا با کار و تلاش بیشتر بتوانیم انسان خوبی بوده و برای مردم و سرزمین مان مفید باشیم. سال ۹۰ در حالی به اتمام می رسد که در این سال جهان شاهد تغییرات بزرگی بود و این تغییرات البته ادامه دارد و جهان بازهم تغییرات بیشتری را تجربه خواهد و این سرنوشت دایمی انسان است که باید مرتب در حال تغییر و تحول باشد و اگر چنین نباشد نمی توان شاهد به بار نشستن تجربه های انسانی بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 20:3  توسط میلاد بلخی   | 

 

کشتار به نفع کیست؟

من از سیاست چیزی نمی فهمم و سیاسی نویس هم نیستم و علاقه ای هم به این نوع مسایل ندارم ولی در طی چند روز اخیر که تظاهرات مردم در داخل کشور باعث کشتار افراد شده و ممکن است ادامه یابد دلم می خواهد چیزکی بنویسم ولی واقعا نمی دانم بنویسم یا نه؟ شاید بهتر باشد چیزی ننویسم ولی چند سوال را مطرح کرده و به دنبال کار خود بروم:

۱- ما بیش از سی سال است که خود و یا دیگران را می کشیم و تا کی این آدم کشی را ادامه داده و دنبال می کنیم؟

۲- آدم کشی در افغانستان (بدون توجه به این که افغان باشند یا خارجی) به نفع کیست؟ چه کسانی در پشت این مسایل قرار دارند و سعی می کنند این روند ادامه یابد؟

۳- آیا نمی شود به صورت آرام و مسالمت آمیز تظاهرات کرد؟ اگر نمی شود چرا؟ و اگر می شود پس چرا افراد کشته می شوند؟

۴- آیا در میان این ملت چند نفر آدم عاقل پیدا نمی شود که مردم را هدایت کنند؟

۵- جماعت نخبه و روشنفکر در میان این ملت چه نقشی دارند؟ آیا این جماعت راهی جز فرار از کشور و پناهندگی به کشورهای دیگر وظیفه ای ندارند؟

۶- و ...............................

۷- و ..................................

و متاسفانه این سوالات دنباله دار من همچنان ادامه دارد و ...............

                                                                       تا بعد در امان خدا

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 14:35  توسط میلاد بلخی   | 

 

فرهنگ سفارشی و فرهنگ مردمی!

جامعه افغانستان در سی سال گذشته شاهد مشکلات بزرگی بوده است که ادبیات، هنر، مطبوعات و رسانه های سفارشی با تولیدات یکسویه خود بر این قالب بی خاصیت دمیده و به روح مرده آن جان می داده است و این در تمام جوانب جریان های گذشته خود نمایی می کند و با گذشت آن دوران کاذب، زمان کارهای سفارشی گذشته است و اگر امروز تولید وجود دارد و یا ندارد و اگر انسان فکر می کند و یا نمی کند و می نویسد یا نمی نویسد، محصول فکر آزاد و مختار انسان است که خداوند نیز او را آزاد و مختار آفریده است و دولت حق ندارد با ایجاد محدودیت و سانسور بر فکر آدمی، راه انسان و روش زندگی شخصی او تسلط یافته و حتی نوع لباس او را تعیین و تبیین کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 17:44  توسط میلاد بلخی   | 

 

... و اما داستان زنده می ماند!

ابراهیم یونسی نویسنده و مترجم ادبیات فارسی که روز چهارشنبه در گذشته بود، در خاک کردستان ایران و در زادگاه خود آرام گرفت و نسلی را که با او و از فرا گرفته و امروزه در بلندای ادبیات فارسی می درخشند، تنها گذاشت و این راهی است که هنر و ادبیات آن را طی کرده و با گذشت زمان نسل ها را تازه می کند و همین ادبیات و هنر است که بر خلاف تمام رقیبانش همیشه زنده و پویاست و به دیگران نیز آموخته و در تلطیف فضای معنوی جوامع نقش پر رنگی دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 18:50  توسط میلاد بلخی   | 

 

انگیزه، حسی برای آپدیت شدن!

شاید حدود دو ماه می شود که چیزی بار این وب نکرده ام و شاید هیچ انگیزه و شوقی هم برای آن ندارم و نمی دانم چرا این قدر قدم زدن در این دنیای مجازی را بیهوده می دانم؟ گاهی دلم می خواهد که این وب را بسته و خود را از شر آن برای همیشه راحت کنم اما بازهم بر اساس ضرب المثل مشهور «صد روز به بار و یک روز به کار» نمی توانم چاره ای برای آن بیندیشم و این مهم ترین عامل برای بار نداشتن این فضای هل من مزید می باشد که هرچی می خورد سیر و پر نمی شود تا آدم از شرش راحت شود.

از طرفی مدتی است که برای این فضا چیزی ندارم و انگیزه ای هم ندارم تا چیزی بنویسم که به درد آن بخورد و این وب بیچاره گرفتار و سرگشته به دنبال من است و منم برای خودم هزار قال و قیل دارم که البته برای این فضای مجازی آب و نانی نمی شود. شاید امیدوار باشم که کارهایم کتابکی شود و به زیور چاپ رسد و این هم امروزه سختی ها و مشکلات زیادی دارد تا ببینم چی می شود.

                                                                        تا بعد در امان خدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 19:49  توسط میلاد بلخی   | 

 

دشمنانی که آدم نمی شوند!

تعصب نژادی، قومی و مذهبی حربه ای برای نابودی رقیبان و رسیدن به منافع به شمار می رود و این حربه ای است  کهنه و خطرناک که در یک جامعه کاملا سنتی ممکن است توسط هر کسی استعمال شود. زندگی در این نوع جوامع مسایل و مشکلات خاص خود را دارد و کسی که در آن زندگی می کند باید آرام برود و بیاید تا دیگران احساس نکنند که به آنان بی احترامی شده و یا منافع افراد تهدید شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 14:39  توسط میلاد بلخی   | 

 

خورشید از شرق طلوع می کند!

در آخر سال گذشته همینجا در مطلبی از سال ۹۰ با توجه به برخی از قراین موجود، به عنوان سال تغییر یاد کردم و اینک می توان گفت این تغییر گسترده که از قبل آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد، اما مهم ترین تغییری که در آینده اتفاق خواهد افتاد، طلوع خورشید از شرق خواهد بود و حتی شاید بهتر باشد بگویم که امروز بر خلاف گذشته که خورشید از غرب طلوع می کرد، خورشید از شرق طلوع کرده است و اگر دقت کنیم شاهد پرتوهای خوشرنگ آن هستیم که دارد آرام آرام کشورهای جهان سوم را در نوردیده و از شعله خود برخی از ملت های برنامه ریز و و پر تلاش را بهره مند می کند.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 15:16  توسط میلاد بلخی   | 

 

دانش آموزان مهاجر افغانستانی در ایران،

 

   هزینه ها  و منفعت ها!

 

در پی سالیان مهاجرت مردم افغانستان به ایران و با ورود فرزندان آنان به مدارس ایرانی، زمینه ای به وجود آمد که تعداد زیادی از مهاجرین با سواد شده و فرزندان آن ها نیز با ورود به این نوع مدارس از نعمت علم و دانش بهره مند شوند و برخی از آن ها بتوانند به مدارج علمی و دانشگاهی خوبی دست یابند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 14:20  توسط میلاد بلخی   | 

 

موسیقی افغانستانی و هنر آفرینش!

تولید یک اثر هنری سخت ترین کار یک هنرمند خلاق است که با زحمت زیاد انجام می یابد، زیرا یک هنرمند بعد از مدت ها تلاش، فعالیت ذهنی و جسمی  قدرت یافته و می تواند یک اثر زیبای هنری را تولید کرده و به جامعه و مردم تحویل دهد و به همین جهت این نوع آثار از زمان تولید نه فقط متعلق به هنرمند که متعلق به تمام انسان ها بوده و زمان، مکان و مرزهای جغرافیایی و ... نمی تواند آن را محدود کند.

باید توجه داشت که یک اثر هنری دارای دو شاخصه مهم می باشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 21:30  توسط میلاد بلخی   | 

 

نکته های پیرامون سریال

مختار نامه

داوود میرباقری با سریال بزرگ امام  علی (ع) نشان داد کارگردان بزرگی است و اگر بخواهد می تواند بزرگ تر هم شود ولی آنچه که از او تحت عنوان مختار نامه دیدم این تصور را در من به وجود آورد که هر فرد می تواند یک دوره خاص داشته باشد که در آن بدرخشد و این شامل هنرمندان و افراد مختلف می شود. مثلا یک شعر از یک شاعر شاید به گونه ای باشد که دیگر آثار او به آن نرسد. نقاشی و به طور کلی هنر به این صورت است و این مساله در آثار ادبی و هنری وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:44  توسط میلاد بلخی   | 

بوت جنگی نمایندگان

                                                  و شرمندگی ملت!

متاسفانه امروز در یکی از سایت های ایرانی فیلمی دیدم که صحنه های از بوت جنگی نمایندگان شریف مردم را در مجلس شورای ملی نشان می داد و تصور می کنم این صحنه شرم آور و مضحک باعث تاسف شدید تمام کسانی شده است که دوست دارند مردم افغانستان در کنار جهانیان با صلح و آرامش زندگی کنند و زمانی که نمایندگان یک ملت نمی توانند در انظار عمومی جهانیان مثل انسان رفتار کنند انسان از آدم های بی سواد چه انتظاری می تواند داشته باشد؟! طبیعی است زمانی که فرهیختگان ملت با کفش به سر و روی یگدیگر بکوبند بی سوادان هم با بستن بمب به کمر خود دیگران را نابود می کنند و این نشانه ای از عقب ماندگی ملی ماست. نماینده واقعی مردم کسی است که مدافع منافع ملی مردم بوده و با صبر و متانت آن را دنبال کند. درست است که تمام دنیا می گوید مردم افغانستان فقیر و عقب مانده اند ولی نمایندگان ما حق ندارند با تبدیل مجلس به صحنه بزکشی این ادعای دیگران را ثابت کرده و باعث شرمندگی مردم کشور در نزد جهانیان شوند. حق این است که نمایندگان از تمام مردم افغانستان پوزش خواسته و با رفتار انسانی خود این عرق شرمندگی را از جبین مردم افغانستان پاک کنند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 20:14  توسط میلاد بلخی   | 

                                در حاشیه

      یادداشت یک خواننده

جناب بلخی، تصور می کنم شما در تحلیل مقاله شرق دچار سوء تفاهم شده اید. نویسنده مقاله هرگز دیدگاه نژادپرستانه نداشته است، بلکه معتقد است که اقلیا پشتون نباید با دیدی نژاد پرستانه برای خود امتیازات استثنایی قائل باشد. قانون اساسی کشور باید دست کم متساویناَ دری و پشتو باشد، و تقدم با گروه اکثریت باشد، پول کشور باید به دو زبان و با تقدم زبان اکثریت باشد! سرود ملی کشور باید به دو زبان و با تقدم زبان اکثریت باشد! اینها نژاد پرستی نیست! کمال عدالت خواهی است! نویسنده ننوشته است که جنب غیر متمدن و شمال متمدن است، بلکه نوشته است جنوب یعنی پشتون ها بیشتر و عموماً قبیله ای هستند، در حالی که در شمال قبیله رنگ می پردازد و زندگی مدنی تر است، کو تا به تمدن جهانی برسد! نویسنده دموکراسی محد.د را با شرط سواد برای رآی دهنده زر نظر مستقیم سازمان ملل پیشنهاد کرده است تا دستور دیگران رأی ندهد، تا هر بیسواد نادانی در سرنوشت کشور دخالت نکند. اما دلیل عقب ماندگی و تعصبات بیشتر در جنوب به هر دلیل که باشد وجود دارد و مزاحم زندگی بقیه مردم شده است. نویسنده هرگز پیشنها تقسیم کشور را نکرده است، بلکه پیشنهاد کرده است وضعیت موجود یعنی جدایی فرهنگی ولایات رنگ فدرال به خود بگیرد، تا اقوام مسلح بی جهات خود را و عقایدشان را به مردمان و اکثریت ملایم و شهری تحمیل نکنند، و با شادمانی برابر تمایلات خود با رأی مردما باسوادشان زندگی کنند! این نژاد پرستی نیست. مسلح بودن اقوام و زورگویی آنان نژادپرستی است! نادیده گرفتن حق اکثریت توسط اقلیت قومی و طرفداری از آن نژاد پرستی است! دموکراسی حکم می کند که بدون اعمال زور، یعنی با خلع سلاح عمومی، طبق آرای با سوادان، و با رعایت حقوق فرهنگی و اجتماعی اقوام رفتار شود، و پیشنهاد فدرالیسم و عدم دخالی همسایگان بویژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ابزار خوبی برای رفع این بی عدالتی است!

                                                   نوشته شده توسط: فریدون

جناب آقای فریدون!

با سلام و سپاس از شما امیدوارم که شما نویسنده محترم آن مقاله باشید ولی به هر صورت لازم دانستم با کمال احترام فقط به چند نکته اشاره کنم:

۱- من ادعا نکردم که نویسنده دیدگاه نژادپرستانه دارد ولی تناقض مورد اشاره را با توجه به مصاحبه ای با عنوان «لطفا به زبان فارسی»! در همان ضمیمه مطرح کردم. عنوان مقاله شرق دقیقا عبارت است از «مدنیت در برابر قبیله گرایی» و من متن آن را در ادامه تقدیم خوانندگان خواهم کرد تا خود قضاوت کنند.

۲- من خود علاقه مند به دموکراسی و رای اکثریت می باشم ولی تصور می کنم که با ظاهر سازی هایی چون فارسی بودن و ... مشکل ما حل نخواهد شد چنان که تا امروز با پشتو بودن که یک نوع ظاهر سازی است مشکل ما حل نشده است. همانطور که مشکل زنان افغانستان با حضور در پارلمان و ... حل نمی شود و مشکل حقوق بشر با اجلاس و بیانیه حل نمی شود و ... زیرا مشکل کشور ما ریشه در زیر ساخت های اساسی کشور چون مسایل فرهنگی و اجتماعی دارد و این زمانی حل می شود که تغییرات ریشه ای در کشور صورت گرفته و افکار و اندیشه های ما تغییر کند. نمونه مشخص این نوع تغییر همین کشور ایران است که خود نیز آن را مثال زده اید.

۳- اکثریت عین دموکراسی است ولی در کشور ما قدرت مندان دارای اکثریت اند و رای اکثریت با پول به دست می آید.

۴- من در مورد فدرال و غیر آن نظری ندارم ولی تصور نمی کنم که با این مسایل دردهای ریشه ای کشور درمان شود.

۵- متاسفانه ساختار قومی و نژادی که در تمام امور فعلی چون قانون اساسی نیز به چشم می آید نشانه ای از تناقض آشکار شعار با واقعیت است.

۶- راستی چه کسانی می توانند و حق دارند دموکراسی را در کشور پیاده کرده و ممثل آن باشند؟ برادران جهادی یا ملایان طالب؟!!!!!

۷- عامل دخالت و تاثیر کشورهای خارجی چون پاکستان در کشور چه کسانی اند؟ خود این را بهتر می دانید و ...

با احترام

اینک متن کامل مقاله «مدنیت در برابر قبیله گرایی» تقدیم خوانندگان می شود:

  • مدنيت در برابر قبيله‌گرايي
  • فريدون مجلسي

  • چندي پيش يادداشتي در «شرق» نوشتم در باب اينكه چگونه در پايان جنگ سرد از افغانستان به عنوان طعمه‌اي براي به دام انداختن شوروي استفاده شد و چگونه پس از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان و پيروزي مجاهدان در كابل، غرب كه ديگر به هدف خود يعني شكست و تحقير شوروي دست يافته بود افغانستان را، كه بر سر پا نگه داشتنش هزينه داشت، به حال خود رها و فراموش كرد و سرنوشت آن كشور را به دست رقابت‌هاي قومي داخلي و توسعه طلبي‌هاي پاكستان وانهاد ...

  • ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 13:47  توسط میلاد بلخی   | 

     

    روزنامه شرق

    و واقعیت بزرگی که فراموش شده است!

    ویژه نامه روزنامه شرق شنبه ۴/۴/ ۱۳۹۰ مطالب متنوعی در مورد کشورمان دارد که خواندنی بوده و می تواند برای یک خواننده افغانستانی آموزنده باشد.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 15:22  توسط میلاد بلخی   | 

                                                

       بررسي فعاليت شغلي افاغنه در كرمان

                   

                اين سكه دو رو دارد!

                     روزنامه شرق

    • شماره 1274
    • دوشنبه,30 خرداد 1390
    • 2011 20 June
    • ١٩ رجب ١٤٣٢

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 10:29  توسط میلاد بلخی   | 

        معرفی کتاب:

    تاریخ روزنامه نگاری بلخ

    پدید آور: صالح محمد خلیق

    ناشر: انجمن نویسندگان بلخ

    سال چاپ: ۱۳۸۹

    تاریخ روزنامه نگاری بلخ کتاب جدیدی است از نویسنده توانمند بلخی استاد صالح محمد خلیق که ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:36  توسط میلاد بلخی   | 

     

    سال نو مبارك!

    حلول سال جدید – ۱۳۹۰ خورشیدی - را به کلیه هموطنان و مخصوصا روشنفکران، فرهیختگان، نویسندگان، ادیبان و کلیه زنان و مردان وطنم تبریگ گفته و برای همه و مخصوصا دوستانم – در کلیه نقاط جهان – آرزوی سلامتی، شادکامی، بهروزی و موفقیت دارم. امیدوارم در سال ۹۰ زمينه هاي خوبي براي دستيابي به تحولات گوناگون فراهم آمده و براي همه ي مردم  كشورمان سال ۹۰، سال شادي بخش باشد. سال خرگوش سال تغيير است و هركس كه هدف بهتري داشته و برنامه ريزي خوب تري داشته باشد، مي تواند گام هاي بهتري برداشته و با دسترسي به تغييرات مداوم، با آن كنار بيايد. در ضمن اگر كسي به دنبال آرامش خاطر باشد، اين سال سال نشاط آور و شادي بخشي خواهد بود. پس دوستان عزيز بكوشيم تغيير و شادي را با هم داشته باشيم تا سال خوبي را تجربه كنيم!

                                                  با تقدیم بهترین احترامات

     

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 13:40  توسط میلاد بلخی   | 

     

    سال 90، سال تغيير!

    در بررسي وضعيت سال گذشته مي توان به نتايج مهمي دست يافت و اين دريافت بر اساس تصوراتي است كه هر فرد در ذهن دارد. تحولات فرهنگي، اجتماعي و سياسي در اين بررسي نقش زيادي دارد ولي اين اوضاع بيروني است كه مي توان آن را بررسي كرد. فكر مي كنم بد نيست كه انسان در آخر سال ساعاتي را به خود اختصاص داده و به خود بينديشد و سوال كند كه:

    آيا سال گذشته براي او نيز سال خوبي بوده است؟

    آيا سال آينده مي تواند براي او سال خوبي باشد؟

    براي داشتن يك سال خوب به چه برنامه هاي نياز دارد؟


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 12:40  توسط میلاد بلخی   | 

     

    سی راز خوشبختی

     

    سی راز خوشبختی کتابی است با موضوع موفقیت که در آن سی راز رسیدن به موفقیت و خوشبختی معرفی شده است. خواندن این کتاب حجیم (۵۵۰ صفحه) گرچه ممکن است سنگین به نظر آید ولی می تواند برای کسانی که علاقه مند به این نوع آثار هستند، مفید و جالب باشد. زیرا به نظر می رسد که این کتاب می تواند خواننده این نوع آثار را با خود همراه کند.

    سی راز خوشبختی

    + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 17:24  توسط میلاد بلخی   | 

     

    دیو!

    از درکه وارد شدم، مادرم را دیدم که داشت حویلی را جارو می کرد. داد زدم:

    «مادر !بابام آمد؟»

    مادرم همان طور که مشغول جارو زدن کف حویلی بود – بدون اینکه سرش را بالا کند – لبخند خشکی به روی لبانش جا گرفت:

    «انشاء ا... می آیه. بیا دست و رویته بشوی.»


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 14:34  توسط میلاد بلخی   | 

     

    معرفی کتاب:

    تاریخ معاصر افغانستان

    نوشته ی علی اکبر فیاض

    صفحه آرا: محمد کاظم کاظمی

    ناشر: المصطفی

    تیراژ: ۲۰۰۰

    محل چاپ: مشهد

    به تازگی کتاب تاریخ معاصر افغانستان که از دوره ابدالی تا آخر دوره نجیب الله می باشد در مشهد به وسیله نشر المصطفی به چاپ رسیده است.

    نویسنده این کتاب با بررسی دوره های مختلف کشور که شامل سدوزایی ها و محمد زایی ها و حکومت های کودتایی می شود کوشیده است به صورت موجز و مختصر وقایع را تحلیل کرده و خواننده را با اهم وقایع و عوامل آن آشنا سازد.

    در زیر بریده ای از آخرین صفحات این کتاب را ملاحظه می کنید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 11:42  توسط میلاد بلخی   |