تبليغاتX
میلاد بلخی

 

« موج در گرداب »

 

نقد و بررسی آثار نویسندگان معاصر افغانانستان

 

        

    گام اول : چند قدم تا « کامیابی »    

 

نگاهی به آثار داستانی نویسنده پرتلاش معصومه کامیاب

                     

                                                                     بخش اول

 

نکته اول : خوشبختانه یا بدبختانه ، من با این چهره ( معصومه کامیاب ) هیچگونه آشنایی نداشته و به همین دلیل از سوابق فردی و داستانی او نیز اطلاعی ندارم و در این نقد مجبورم نه بر اساس شناخت و تصورات قبلی ، که فقط بر اساس داستان های قرار داده شده در وبلاک اش قضاوت نمایم . زیرا شناخت من از او منحصر به مطالبی است که در وبلاک وی قرار دارد و کاری به خارج از این چهارچوبه نیز ندارم .

نکته دوم : نسل دوم و یا سوم مهاجرین در ایران دارای خصوصیات منحصر به فردی اند . زیرا از طرفی تقریبا همه آنان در خارج از افغانستان متولد شده اند و از طرفی نسلی هستند تحصیل کرده و فرهیخته و به همین دلیل دنیای آنان بسیار متفاوت تر از دنیای بسته نسل اول داستان نویسان است و از طرف دیگر از آنجا که این نسل از برهوت تنگ نظری های نسل اول تقریبا به دور بوده کمتر گرفتار مسایل خفقان آور حزبی ، قومی ، نژادی و . . . گشته اند . در کل می توان این نسل را روشنفکر ، فکور ، خردمند و صبورتر از نسل قبلی دانست ، اما این مسایل دلیل نمی شود که مشکلات این نسل را نادیده انگاریم . عمده ترین مشکل نسل دوم و . . . بی هویتی است . زیرا عمده آنان نه افغانستانی به حساب می آیند و نه ایرانی و در واقع گرفتار تضاد ها و تناقضات شدید

فرهنگی و اجتماعی می باشند و این مسایل خود می تواند مصایب بسیاری برای جامعه مهاجر به وجود آورد . از طرفی این جوانان تحصیل کرده و فرهیخته با نسل دیگری (پدران و مادران) زندگی می کنند که به شدت سنتی بوده و از نگاه رفتاری در برزخی گرفتارند که خود به دست خود آن را ساخته اند . این یکی دیگر از مشکلات عمده نسل جدید مهاجر می باشد . بگذریم از مشکلات اجتماعی ، فرهنگی ، شغلی و . . . که در جامعه مهاجر فعلی نسبت به قدیمی ها به تناسب بیشتر می باشد . در یک جمع بندی می توان گفت که نسل فعلی مهاجر ، نسلی است از یک سو آگاه و فرهیخته ولی از سوی دیگر گرفتار و آشفته .

نکته سوم : داستان نویسان نسل دوم و سوم ( اگر قائل به نسل سوم باشیم ) نسبت به نسل اول از  شرایط مساعد تر و امکانات بیشتری بهره برده و برای رسیدن به قلل داستانی از زمینه های فوق العاده ای برخوردار می باشند . وجود مراکزمتعدد  فرهنگی ، جلسه های ادبی ، نشریه های ادبی ، زمینه چاپ آثار ، فرصت و زمینه مطالعه ، دسترسی آسان به آثار داستانی و غیر داستانی دیگران ، وجود زمینه برقراری ارتباط با مراکز و اشخاص فرهنگی ، ارتباط با تمامی نویسندگان افغانستانی در اقصی نقاط دنیا ، زمینه نشر جهانی آثار از طریق اینترنت و دستیابی به جدید ترین آثار منتشر شده در این زمینه و . . . از جمله امکاناتی است که نسل فعلی از آن برخوردار بوده و از همان اول و آغاز داستان نویسی توان بهره مندی از آنها را دارا می باشند . در مقابل نسل گذشته با محرومیت شدید و غیر قابل باور و فقط با اتکا به تلاش و کوشش خود و مثلا با خواندن کتاب « هنر داستان نویسی » ابراهیم یونسی ، شروع به نگارش داستان کرده اند .

نکته چهارم : یکی از بزرگترین غنیمت های نسل جدید داستان نویس مهاجر که نمی توان به راحتی از آن گذشت ، پشت سر داشتن تجربه گرانبهای نسل قبلی داستان نویسی ، استفاده از تجربیات ، موفقیت ها و شکست های آنان ، امکان دسترسی سهل و آسان به سرکردگان داستانی نسل اول در هر شرایطی و . . .  خود گنجی است گرانبها و دری است نایاب . این چنین سهل الوصول بودن اساتید و ادیبان در هیچ کجای دنیا به این سادگی فراهم نمی آید ولی متاسفانه به برکت افغانستانی بودن این حضرات ، توفیق آن  نصیب نسل جدید شده است . در حالی که می دانیم هم ردیفان اینان در همین کشور میزبان ، چنان بروبیای دارند که نگو و نپرس و . . .

نکته پنجم : داستان نویسان جدید به صورت طبیعی باید نسبت به نسل قبلی درون گرا تر ، خردمند تر، متعادل تر ، منطقی تر و فرم گرا تر باشند . زیرا نسل قبلی فعالیت ادبی خود را مرهون

« زنده باد » و « مرده باد » گفتن به این و آن است و دویدن در پی این و آن ، شعار دادن ، فحش دادن ، سینه چاکیدن ، جهاد جهاد کردن و . . . خط کشیدن به دور خود و ایده گرایی و آرمان خواهی و قید و بندهای دیگر جاهلی ، در حالی که این همه برای نسل نو مهاجر ، چیزی نیست جز خط خطی کردن بچه گانه و . . . .

نکته ششم : عیب بزرگ قبلی برای قدیمی ها ، یک حسن بزرگ داشت و آن عبارت بود از دسترسی به موضوعات جدید ، بکر و تازه ی بسیاری که گاهی این غنای موضوعی آثار مهاجران   دیگران را به تعجب و حیرت وا می داشت .

                                                                  ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:44  توسط بلخی  | 

 

موج در « گرداب »

 

نقد و بررسی آثار نویسندگان معاصر افغانستان

 

پیش زمینه :  

 

بر اساس اعلام قبلی ، این سلسله نوشته ها در پی آن است که بتواند با نقد آثار داستانی نویسندگان و ارزیابی آثار نویسندگان جوان و سابقه دار ، کارنامه ادبیات داستانی امروز افغانستان را بدون توجه به مسایل حاشیه ای مورد بررسی قرار داده و در حد توان گامی هرچند کوچک در پیشرفت و تعالی ادبیات داستانی و ادیبان کشور بردارد . در این راستا قبل از حمله به آثار و « جراحی ! » آنها ، نکات زیر را خدمت عزیزان داستان نویس اعلام می دارم :

1- این قلم ، دوست دارد نقد و بررسی را از نویسندگان جوان آغاز کرده و آرام آرام قدم در سرزمین پهن پیکر بزرگان بگذارد . اما از آنجا که معیار های دقیقی برای خط کشی و جدا سازی نسل های مختلف وجود ندارد ، ترتیب و ملاک نقد ها دقیقا بر اساس اعلام آمادگی زمانی نویسندگان انجام خواهد شد و کسانی که اجازه نقد آثارشان را به نقاد اعلام می کنند به ترتیب اعلام در نوبت قرار می گیرند . فقط اولین مورد خارج از این قاعده می باشد .

2- هر نویسنده ی که علاقه به تکه تکه شدن و « جراحی ! » آثارش دارد ، زحمت کشیده منبعی برای دست رسی به آثارش معرفی نماید . این منبع یا اینترنتی باشد مانند سایت و وبلاک، یا داستان ها توسط نویسنده به آدرس ایمیل های که در زیر آمده است ارسال شود  و یا آثار کتبی ( چاپی یا غیر چاپی ) به هر طریق ممکن در اختیار نقاد قرار گیرد :

hrahyab@yahoo.com 

hrahyab@gmail.com

3- حد اقل آثار مورد نیاز برای نقد چیزی حدود 5 عدد داستان می باشد و طبیعی است کسی که کمتر از 5 داستان نوشته است به سختی می تواند در زمره داستان نویسان معاصر قرار گیرد ، مگر این که آثار خوب و قابل قبولی خلق کرده باشد .

4- تلاش خواهد شد که هر هفته حداقل یک نقد در وبلاک بارگذاری شود و امیدوارم که در هر هفته بتوانم آثار یک داستان نویس عزیز را تکه تکه کرده و به صورت اوراق شده خدمت نویسنده اش تقدیم نمایم . در ضمن رسما اعلام می شود که استفاده از این نقد ها در صورتی که با ذکر منبع و نام نویسنده همراه باشد ، اشکالی ندارد .

 

5- در نقد داستانها ، عناصر ذیل مورد توجه خواهد بود : عناوین ، سوژه ، موضوع ، طرح ، زاویه دید ، گفت و گو ، صحنه آرایی ، توصیف ، واقعیت مانندی ، شروع ، پایان ، نوآوری ، شخصیت پردازی ،  محتوا ، نثر ، نکته های نگارشی و . . .

6- طبیعی است که نظریات ، دیدگاه ها ، پشنهاد ها و انتقاد های شما می تواند به بهتر شدن ، پربار شدن و کامل شدن این کار کمک شایانی نماید و همچنین مشوق نقاد باشد . از تمامی نویسندگان و صاحبان قلم خواهشمند است که از کوچک نوازی دریغ نفرمایند .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 3:40  توسط بلخی  | 


 

                      عباسقلی خان ، گهده گاه روشنفکران

                                                                                              قسمت اول

چه بخواهیم یا نخواهیم ، نمی توان منکر شد که مدرسه عباسقلیخان ، یکی از مدارس علمیه بسیار قدیمی و کهنه مشهد واقع در ابتدای بست پایین خیابان ، نقش زیادی در پرورش جامعه روشنفکر و فرهنگی ما در دو دهه اخیر دارد . این مدرسه که در زمان صفویه و توسط فردی به نام عباسقلی خان بیگلر بیگی خراسان ساخته شده است وامروزه از آثار باستانی خراسان به شمار می رود ، دارای حجره های تنگ ، تاریک ، نمور، پیچ در پیچ ، با دیوار های به عرض یک متر و آجر های پهن و بزرگ بوده و به علت گودی ، رطوبت شدید به برخی از قسمت های آن آسیب رسانده است . مدرسه عباسقلی خان دارای حدود 80 اتاق می باشد که مانند عموم مدارس دیگر دوره صفویه ، به صورت چهار ضلعی ساخته شده و اتاق ها در چهار سمت قرار دارد و یک حیاط با چهار باغچه آن را زینت داده است . مدرسه در سمت جنوب (رو به قبله) دارای یک مسجد محراب مانند است که فقط در تابستان قابل استفاده می باشد . یک مدرس در سمت غرب که بر روی آن کتابخانه مدرسه قرار دارد و همچنین یک مهمانخانه در ضلع شمالی که اینک به حمام تبدیل شده است از دیگر امکانات این مدرسه در گذشته بوده که توسط کاشی های با نقش و نگار های بسیار زیبا تزئین شده که آن نقش و نگارهای زیبای تاریخی امروزه  بر اثر مرور زمان رنگ باخته و از بین رفته است  ولی هنوز هم نشانه های کوچکی از آن آثار را می توان در لابلای در و دیوار مدرسه مشاهده کرد .

این مدرسه در گذشته دارای درختان بزرگ توت بودکه در فصل توت خوران ، افراد زیادی از بیرون و درون مدرسه آن را به محلی برای توت خوری و گرفتن گهده های (تشکیل حلقه های  دوستانه ، دور هم نشستن و . . .) صبحگاهی و عصر گاهی تبدیل کرده و علاوه بر استفاده مفید از درختان موجود ، دیدار دوستان ، تبادل آخرین تحولات افغانستان ، ساعت فراغت خود را نیز به خوبی و خوشی سپری کرده و با ادای نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء ، فارغ البال به سمت منازل خود در طلاب و . . .  ، روان می شدند .

البته این تجمعات و جلسات چند نفره ( و یا به اصطلاح علما ، گهده ) مختص به زمان توت خوران نبود ولی در زمان رسیدن فصل توت خصوصا در دهه 60 و اوایل دهه 70 به اوج خودش رسیده و زمینه مناقشات ، بحث ها ، جنگ ها و جدل های حزبی  بسیاری را فراهم می ساخت . 

                                                                                                 ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 5:22  توسط بلخی  | 

  نگاهی به سرگذشت کتاب

          

           « میراث شهرزاد در افغانستان »

 

من در آغاز سال 1375 از مشهد به قم منتقل شده و بر اساس ارتباطات قبلی با سرور دانش

(مدیر مسئول وقت هفته نامه وحدت و وزیر عدلیه فعلی) همکاری خودم را با آن نشریه و به عنوان مسئول صفحه داستان شروع نمودم و در کنار آن به صورت جدی با هفته نامه نیز همکاری می کردم که شرح این ماجرا ها بماند در فرصت های بعدی .

در آن زمان مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان به عنوان یک مرکز فعال ، علاقه بسیاری به گسترش فعالیت های خودش داشت ، جذب فرهنگیان همفکر ، چاپ مجله سراج ، چاپ کتاب های فرهنگی و ادبی و . . . از جمله این امور محسوب می شد  .

چاپ یک اثر در حوزه ادبیات داستانی توسط مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان با تشویق و ترغیب من و اشتیاق آن مرکز(خصوصا با توجه به چاپ موفق کتاب افسانه های جواد خاوری) از طرف دانش (مسئول وقت آن مرکز)  با استقبال مواجه شده و پشنهاد آن به جمع آوری کننده فعلی کتاب داده شد . البته نمی توان منکر تماس های موجود میان دفتر ادبیات و سرور دانش شد که این قضیه با توجه به دو مسئله قبلی ، زمینه تدوین آن کتاب را فراهم نمود . در اینجا قصد ندارم ادعا کنم که در تدوین آن نقش داشته ام اما در امور زیر با مجری آن همکاری کرده ام :

همکاری مستقیم اینجانب در تمامی مراحل تدوین و آماده سازی اولیه کتاب .

اظهار نظر در مورد آثار .

دعوت از نویسنده گان برای دادن آثار .

مسئولیت پیگیری چاپ آن در قم .

و . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

چند نمونه از کارهای بود که توسط من به انجام رسیده است .

این کتاب بعد از تدوین اولیه ، به قم ارسال شده و در اختیار آقای دانش قرار گرفته و تایپ آن آغاز شد . متاسفانه در این مرحله یکی از سخت ترین کارهای این کتاب به من واگذار شد و آن تصحیح ، نمونه خوانی و ویرایش اولیه کار بود که به دلیل کپی شدن برخی از آثار و داستانها از مجله ها و کتاب های دیگر ، چنین مسئله ای به سختی و مشقت قابل انجام بود که آخر الامر به انجام رسیده و برای ادامه چاپ به مرکز تحویل شد .

در ادامه این ماجرا آن کتاب مدتها در مرکزفرهنگی با وعده های امروز و فردا ، در نوبت چاپ باقی ماند تا اینکه ازطرفی سیاست های آن مرکز با تغییراتی مواجه شد و از طرفی من دوباره به مشهد برگشتم و ارتباطم عملا با این مسئله قطع شد .  بعدها  شنیدم که آن کتاب به حوزه هنری سپرده شده است و سالیان بعد از بی خبری از ادامه ماجرای آن ، دیده شد که کتاب سر از نشر عرفان در آورده و بعد از دویدن های بی شمار ، به آرزوی دیرینه خود (چاپ) دست یافته است .

اینک کاری به مسئله چاپ آن ندارم ، اما از باب تیمن و تبرک به دو نکته اشاره کنم :

1- تدوین گر کتاب با حذف مقدمه قبلی کتاب و با شرح دویدن ها و سپری کردن ناشران مختلف و در واقع گلایه از آنها ، زحمت یک تشکر خشک را از اینجانب دریغ کرده است و البته لطف کرده است

2- تدوین گر با حذف زندگی نامه قبلی  من در آن کتاب ، تذکره مختصری را که قبلا در جای دیگر چاپ شده ، مورد استفاده قرار داده است که در آن تقریبا تمامی سوابق ادبی ام نادیده انگاشته شده است .

و به این ترتیب لطف بی دریغ خود را به پایان رسانده است !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 7:21  توسط بلخی  | 

مطالب متنوع در وبلاک

 

با سلام به تمامی بازدیدکنندگان و هموطنان عزیز ، بارگذاری این وبلاک را با مطلبی در مورد کتاب « قصه های شهرزاد در افغانستان » آغاز کرده و لازم به ذکر می دانم که تلاش خواهم کرد تا در این وبلاک « ادبی » علاوه بر داستان ، نقد داستان ، مقاله و . . . به نقد و معرفی کتاب های داستانی و مروری بر خاطرات گذشته ، مسایل و جریانات مختلف ادبی و فرهنگی ، نشریات و . . . بپردازم . طبیعی است که حرکت در این مسیر امکان نخواهد داشت مگر با همکاری و همیاری دوستان فرهیخته و ادیب هموطنم . تقاضا دارم با تذکرات و راهنمایی های خود بر من منت گذاشته و در شفاف سازی و بیان حقایق یار و یاورم باشید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 7:17  توسط بلخی  | 

 

از فردا

هدف از ایجاد این وبلاک بارگذاری مطالب ادبی و خصوصا داستان و نقد داستان و مطالب از این قبیل می باشد . از فردا می توانید اولین مطلب در این زمینه را در وبلاک مشاهده کنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 9:12  توسط بلخی  |