<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
اشک و باران
هرصبح که ازخواب می خیستم
به شیشه یخ گرفته
اشک تورا می دیدم با سرانگشتان آهسته پاکت می کردم درلابلای یخ، رنگ عشق درصورت ات پیدا بود.
با خود می گفتم چه وقت رقص باران بهار از روی آیینه پاک میشود؟
بر گرفته از وبلاک بصیر سیرت |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 13:49 توسط بلخی
|
|
||
|
|
|
|
|
مهاجرین افغانستانی و سازمان های بین المللی
«مهاجرین افغانستانی و سازمان های بین المللی» عنوان مطلبی است که انشاء الله در چند روز آینده بر روی این وبلاک قرار خواهد گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:6 توسط بلخی
|
|
||
|
|
|
|
|
نقد کتاب «میراث شهرزاد» قرار بود جلسه نقد کتاب «میراث شهرزاد در افغانستان» در روز سه شنبه هفته قبل (۱۱/۴/۸۷) با حضور نویسنده آن سید اسحاق شجاعی و جواد خاوری و ابوطلب مظفری و اینجانب (میلاد بلخی) در سرای اهل قلم در تهران برگذار شود و خبر آن نیز در مطبوعات و اینترنت به طور قابل توجه انعکاس یافت اما بنا به دلایلی آن جلسه بدون حضور نویسنده و مظفری و بنده برگذار شد. گرچه گله مندی حضرات در مشهد منعکس شد اما گله ما نیز در جای خود باقی است که شاید در روزگاری واگویه شود. نوشته قبلی همین وبلاک نیز اشارگکی به همان جلسه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:24 توسط بلخی
|
|
||
|
|
|
|
|
بازی های فرهنگی! در علم سیاست یکی از متداول ترین رفتارها بازی های چندگانه و داشتن چهره های مختلف و منفاوت است که انسان با کمکی دقت متوجه آن خواهد شد و به همین دلیل همگاری با جماعت سیاست پیشه و یا سیاست زده سخت و دشوار و برای برخی غیر ممکن می باشد. علاوه بر عالم سیاست که بازی جزو قواعد آن می باشد در عالم فرهنگ و هنر نیز معمولا یک نوع بازی به چشم می آید که می تواند در عالم رفاقت و یا تحت عنوان مراکز مختلف تحقق پیدا نماید واین نیز نشانه همان طبیعت کار فرهنگی است که خود را به این صورت بروز می دهد و شاید عیبی هم به حساب نیاید. چنانچه ما خود در زمانه ای بازی های بسیاری کرده ایم و از هفت خوان رستم گذشته ایم. اما در شرایط کنونی و با گذشت زمان و ورود به میانسالی دیگر انسان انگیزه و دلیلی برای ورود به عرصه بازیگری ندارد و اگر دیده شود که برخی از افراد همچنان علاقه خاصی به ادامه این روند دارند می تواند نشاندهنده وجود یک نوع مشکل اساسی در زندگی آنان باشد. تصور شخصی من این است که زمان بازیگری در عرصه هنر و ادبیات به پایان رسیده است و در این شرایط که کشور ما و هنر و ادبیات آن احتیاج به اصلاح ساختاری و تلاش شبانه روزی دارد بهتر است ما به جای حذف و توطئه و رقابت های بی معنا به کار و فعالیت بیشتری پرداخته و سعی کنیم خلاء های موجود را رفع کنیم و نه این که خود اخلال به وجود آورده و دیگران را به آن مصروف نماییم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:22 توسط بلخی
|
|
||