<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
حقیقت این است که نه امروزه بلکه از گذشته های بسیار دور مشکل اساسی دولت ایران با این افراد بوده است و حقیقت تلخ تر دیگر اینکه این افراد مشکل آفرین نیز می باشند و باید هم دولت افغانستان و هم دولت ایران در جهت حل این معضل فکر اساسی نموده و آن را برای همیشه حل نمایند. افراد مجرد شامل اقشار مختلف و از مناطق گوناگون کشور می باشند و تعدادی از اینان فصلی به ایران مهاجرت می کنند و تعدادی نیز بر اثر شرایط اقلیمی و اقتصادی خود در افغانستان همچون وجود خشکسالی و... محل استقرار این افراد نیز بیشتر ولایت های مرکزی ایران همچون فارس، اصفهان و... می باشد. مشکلات ناشی از حضور این افراد عبارت است از: 1- رفت و آمد غیر قانونی و نقص حریم یک کشور: بر اساس قوانین بین المللی نقص حریم هر کشوری می تواند عواقب قانونی داشته باشد و کشورها حق دارند بر اساس قوانین خود از ورود و خروج افراد غیر مجاز جلوگیری نموده و در صورت لزوم این افراد را دستگیر و به کیفر برسانند و حتی این قانون در افغانستان نیز وجود داشته و در برخی از موارد از آن بر علیه اتباع غیر مجاز کشورهای دیگر استفاده می شود. 2- ایجاد زمینه مساعد برای سودجویی قاچاقچیان: قاچاق یک امر خلاف و غیر انسانی می باشد و هدف اصلی قاچاقچیان انسان، نیز چیزی جز سودجویی نمی باشد. این افراد در بسیاری از موارد با فروختن گروه های انسانی به دیگران، رها کردن اینان، زندانی ساختن افراد و... دست به اعمال ضد بشری زده و مشکلات بسیاری برای هموطنان مان به وجود می آورند. در زمان طالبان نیز که بیشتر مهاجرین را خانواده ها تشکیل می داد، این افراد با گرو نگهداشتن زنان و دختران بیچاره مهاجر در قبال بدهی اولیاء آنان، مصایب بی شماری را ببار آوردند. 3- عدم اطلاع از تعداد افراد: از آنجا که اسامی این افراد در هیچ دفتر و دستکی به ثبت نمی رسد، یکی از مشکلات عمده عدم اطلاع از تعداد و مناطق حضور اینان است. همیشه در ایران ادعا می شود که حضور کارگران غیر قانونی باعث بیکاری ایرانیان شده و مشکل به وجود آورده است و روزنامه های ایران به این مسایل زیاد می پردازند ولی امکان تکذیب آن وجود ندارد. مثلا روزنامه خراسان در روز یکشنبه 12 آبان 87 در صفحه 6 با عنوان «اشغال 100 هزار فرصت شغلی توسط اتباع خارجی در سیستان و بلوچستان» حدود یک سوم صفحه را به این موضوع اختصاص داده است. گرچه این آمار معمولا با اغراق همراه است ولی همانگونه که کسی دقیقا نمی تواند تعداد این افراد را مشخص نماید، چنین اخباری را نیز نمی تواند رد و یا تایید کند ولی بر اساس برخی از شواهد می توان حدس زد که ممکن است تعداد کمتر از این مقدار باشد ولی شاید خیلی هم کمتر نباشد خصوصا در شرایط و مقاطع خاص. از طرفی نیز اگر برای این افراد حوادثی پیش آید، هویت آنان مجهول مانده و به احتمال زیاد مفقود الاثر شده و برای خانواده های منتظر شان بسیار مشکل آفرین می باشد. 4- انتقال برخی از عوارض: همانگونه که بر اثر بازگشت بسیاری از مهاجرین معتاد به مواد مخدر از ایران به افغانستان، مردم داخل کشور با پدیده اعتیاد آشنا شده و به آن آلوده گشتند، طبعا ورود افراد مریض از یک کشور به کشور دیگر می تواند در بروز این مسایل تاثیر داشته باشد. در سال 80 و 81 در کابل ادعا می شد که ورود افراد آلوده به ایدز و... از کشورهای همسایه، افغانستان را تهدید می کند، هرساله در ایران نیز ادعا می شود که ورود افراد آلوده به وبا و... از افغانستان، مشکلاتی را در ایران به وجود می آورد و متاسفانه از آنجا که رفت و آمد افراد غیر مجاز بسیار زیاد است، امکان نفی آن نیز غیر ممکن می باشد. 5- انجام کارهای خلاف: از آنجا که رفت و آمد و سکونت این افراد غیر مجاز می باشد، انجام اعمال خلاف نیز توسط این افراد به راحتی صورت گرفته و مشکلات زیادی را ایجاد می نمایند. امروزه حضور اتباع افغانستان در زندانهای ایران بسیار به چشم می آید که عمده اینان شامل کسانی است که مهاجر غیر مجاز محسوب می شوند. عمده مشکلات ایجاد شده توسط اینان عبارت است از قمار، چاقوکشی، جعل اسناد، مسایل جنسی، آدم کشی، سرقت، آدم ربایی، حمل مواد مخدر و... و البته این موارد شامل نمونه های است که توسط پلیس کشف شده و به دادگاهها کشیده می شود و متاسفانه موارد زیادی هم وجود دارد که هرگز کشف نمی شود. 6- بدنامی برای مردم افغانستان: کارهای انجام شده توسط این افراد و رفتار آنان در جامعه ایران انعکاس بسیاری دارد و معمولا حضور افغانها در صفحه حوادث روزنامه های ایران (نسبت به جمعیت افغانها در این کشور) پر رنگ، سنگین و غیر قابل تحمل می باشد (خصوصا که در عناوین اخبار روزنامه ها به ملیت آنان نیز اشاره می شود) و این برای بقیه هموطنان و خصوصا برای جوانان (دختران و پسرانی) که در ایران متولد شده و دارای هویت کاملا ایرانی می باشند، بسیار تحقیر آمیز است. امروزه عمده مهاجرین مقیم ایران و خصوصا جوانان، افراد بسیار فهمیده، با شعور بالا و تحصیل کرده می باشند و کارهای خلاف و زشت برخی از اتباع کشور علاوه بر اینکه برای خود آنان نیز عواقبی دارد، به بدنامی همه مردم و خصوصا کارگران زحمتکش، شریف، رنجور و مظلوم هموطن می انجامد و این فاجعه ی است که دود آن به چشم همه می رود. 7- ایجاد زمینه سوء استفاده برای برخی از ایرانیان: حضور غیر قانونی افراد و نیاز آنان به کار باعث می شود تا زمینه برای سوء استفاده برخی از کارفرمایان ایرانی فراهم شود و آنان با آگاهی از حضور قاچاق این کارگران، علاوه بر بهره برداری غیر انسانی از اتباع افغان، عدم پرداخت مزایا، عدم امکان بیمه برای آنان، عدم رسیدگی و پاسخگویی در قبال حوادث و... در مواردی از پرداخت دستمزد این افراد نیز خودداری کرده و می دانند که دست این کارگران از زمین و آسمان کوتاه می باشد. و از طرفی در کل شرایط کار برای این افراد در قبال مزد دریافتی، سخت و دشوار می باشد، ساعات طولانی کار و عدم تامین امکانات ایمنی و رفاهی و بهداشتی از جمله معضلات برای این کارگران است. از طرفی نیز می دانیم که در ایران از کارگران افغانی عموما در کارهای استفاده می شود که یا ایرانیان تمایلی به انجام آن مشاغل ندارند و یا استفاده از نیروی ایرانی هزینه های در بردارد که برای کارفرما مقرون به صرفه نبوده ولی استفاده از کارگران ارزان و مفت افغانی، سود کلانی خواهد داشت و به همین دلیل دنبال کردن همان صفحه حوادث روزنامه ها می تواند، ما را با حوادث تلخی روبرو نماید. دولت ما و کارگران غیر قانونی تصور می شود که به هر قیمت ممکن، باید از ورود و خروج غیر قانونی اتباع کشور جلوگیری به عمل آید. زیرا این روش علاوه بر این که غیر انسانی می باشد، بر خلاف شان و کرامت انسانی بوده و بسیار تحقیر آمیز و حیوانی نیز به نظر می رسد و متاسفانه برای نسل فعلی به صورت یک عادت طبیعی نیز درآمده است. و شخصا تصور می کنم که این روند زشت باید متوقف شده و نباید اتباع کشور برای یک لقمه نان مجبور شوند با تحمل آن شرایط، به هر پستی تن دهند. و می دانیم که دفاع از حقوق شهروندان و کرامت و عزت انسانی آنان، از وظایف ابتدایی یک حکومت است و اگر دولتی نتواند این اقدام کوچک را انجام دهد، بهتر است محترمانه استعفا داده و خود را رسوا نسازد. به نظر می رسد می توانیم این مشکل اساسی را در داخل کشور حل نموده و از تحقیر و پایمال شدن شخصیت جوانانمان در کشورهای همسایه جلوگیری نماییم. فقط باید عزم جدی داشته باشیم. برای حل این مشکل می توان از راهکارهای زیر بهره جست: 1- اولین عامل مقوله ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان است که قبلا ذکر آن رفت. این مقوله پایه اساسی در حل همه معضلات می باشد. 2- توجه به زیر ساخت ها همچون انرژی، راه و... عامل مهم دیگر در حل این مشکل می باشد. 3- جذب سرمایه داخلی و خارجی که در افغانستان زمینه خوبی دارد، کشور را تبدیل به یک قطب بزرگ اقتصادی و فرهنگی خواهد کرد. 4- بهره مندی از قابلیت های فراوان کشور همچون کوه های بکر، طبیعت سالم و دیدنی، یخچالها، مراکز توریستی و تاریخی و... به تنهایی می تواند نه فقط برای مردم افغانستان ثروت و مکنت به ارمغان آورد که کشور را به یک مرکز بزرگ کاریابی برای مردمان دیگر کشورها نیز تبدیل نماید. این بستگی به تامین شرط اول و مدیریت صحیح، کمی عقل و شعور و بازکردن دروازه های افغانستان بر روی دیگران دارد. رفتاری که چین و و عرب های صحرا نشین امارات تعقیب کردند، می تواند درسی برای ما باشد. 5- حتی اگر در داخل کشور زمینه ای برای حل این معضل نباشد، می توان با استفاده از روابط خوب افغانستان با کشورهای دیگر، و تامین نیاز بسیاری از کشورها به کارگر، هم مشکل اقتصادی کارگران را حل کرد، هم مشکل همسایگان را، هم عزت و کرامت اتباع کشور را حفظ کرد و هم با ورود ارز به کشور موجب رونق اقتصادی شد. کافی است ما بخواهیم و اراده جدی برای حل این مشکل داشته باشیم، مطمئن باشید که نه فقط این نوع مشکلات کوچک که مسایل و مشکلات بزرگ را نیز حل خواهیم کرد. انشاء الله. ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:53 توسط بلخی
|
|
||