<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
1- کسانی که از حدود 57 تا سال 71 و در دوره دولت کمونیستی به ایران هجرت کرده اند. 2- کسانی که در دوره حکومت مجاهدین سابق مهاجر شده اند. 3- افرادی که در دوران طالبان کرام گریخته اند. 4- خانواده های که یکبار به داخل برگشته و دوباره مهاجر شده اند. 5- افرادی که در ایران خانواده تشکیل داده اند. بنابراین مهاجرین را حداقل می توان به این پنج دسته اصلی تقسیم کرد، در حالی که عملا کلیه افغان های ساکن ایران (دسته اول و دوم) از نظر دولت ایران به دو دسته تقسیم می شوند که شامل افراد مجاز و غیر مجاز می باشد. گروه دوم (خانواده ها) به طور کلی شامل دو دسته می شوند، دارای مدرک و فاقد مدرک. و کسانی که دارای مدرک اند به سه گروه تقسیم می شوند: 1- کسانی که دارای اقامت رسمی می باشند. این گروه از نظر رفت و آمد و تردد و اقامت و داشتن امکانات و... بیشترین امتیاز را داشته و تنها محدودیت موجود بر اساس قوانین ایران عدم ثبت املاک غیر منقول به نام این افراد می باشد. 2- کسانی که دارای کارت هویت «طلایی» می باشند. این افراد گویا بیشتر شامل کارمندان مراکز افغانی، موسسات فرهنگی، احزاب و موارد مشابه می باشد (و گویا در سری جدید (سال 87) این کارت حذف شده و تمامی کارت ها یکدست صادر گردیده است) کارت هویت یا طلایی همانند برگه مدت دار بوده ولی نسبت به آن ارزش و اعتبار بیشتری دارد. 3- کسانی که دارای برگه مدت دار می باشند. عمده مهاجرین مجاز بدون استثناء دارای این مدرک می باشند. دارندگان این مدارک دارای حق سکونت در محل صدور کارت، حق مسافرت با نامه تردد و... می باشند. اما خانواده های فاقد مدرک بیشتر شامل کسانی است که یا در این اواخر به ایران آمده اند و یا از میان گروه های قبلی بوده و به دلایل مختلف از گرفتن مدرک و شرکت در طرح های آمایش خودداری کرده اند. فرق اساسی دو گروه اصلی مهاجرین برخورداری گروه اول از حق سکونت، تردد، ثبت نام در مدارس و... عدم برخورداری گروه دوم از این مزایا می باشد. از طرفی فرق دومی نیز وجود دارد و آن بیشتر به نفع گروه دوم می باشد. زیرا گروه اول برای داشتن مدرک امروزه مجبور به پرداخت هزینه های زیادی تحت عنوان عوارض شهرداری، شهریه مدارس، مالیات و... می باشند ولی گروه دوم به یمن نداشتن مدرک از پرداخت این مبالغ راحت بوده و اگر فرزند مدرسه ای نیز نداشته باشند، هیچگونه مشکلی نخواهند داشت. اینک با این توضیح مختصر بهتر است به چند مساله اساسی بپردازیم: دنیای مهاجرت و تحولات آن خدمات متقابل ایران و مهاجرین سیاست های ایران در قبال مهاجرین مهاجرین و ایرانیان آینده مهاجرین، راهکارها و مسئولیت ها بخش اول: دنیای مهاجرت و تحولات آن مهاجرین اصلی و اولیه در ایران بیشتر کسانی اند که قبل از سال 70 به این کشور وارد شده و تقریبا با استقبال و سعه صدر ایرانیها مواجه شدند. این مهاجرین عمدتا مردمانی کشاورز، کارگر و فقیر کشور بوده و در شهرهای مختلف ایران ساکن شده اند. در سالیان قبل غیر از مناطق ترک نشین (شمال غرب) و مناطق جنگی، بقیه مناطق پذیرای مهاجران بسیاری بود ولی عمده مهاجرین در خراسان، قم، تهران، سیستان، اصفهان، فارس و... ساکن شده و در همین مناطق نیز مشغول به کار بوده اند. اینک گویا تلاش می شود که برخی از مناطق برای مهاجرین ممنوع اعلام شود. از نظر کاری و شغلی، کارگری و سپس کشاورزی عمده ترین شغل مهاجرین محسوب می شود. دامداری، دکان داری، سوداگری و... نیز کم و بیش رواج دارد. تجارت در اوایل محدود بود و اینک قابل توجه می باشد. علاوه بر اینها اینک مهاجرین تقریبا در تمام مشاغل شناخته شده (غیر از مشاغل دولتی) در ایران حضور دارند و برخی از مشاغل اختراع مهاجرین به شمار رفته و شغل اختصاصی این جماعت نیز می باشد همچون جمع آوری بسیاری از ضایعات و نان خشک و... در قسمت کارگری نیز در مشاغل سخت حضور مهاجرین بسیار محسوس و حتی منحصر به فرد است. مثلا کارگران سنگ بری، چاه کنی، مرغ داری، کوره پزخانه ها و... بیشتر از میان مهاجرین می باشند. گرچه اکثریت مهاجرین اولیه بی سواد و فقیر بودند اما در میان آنان برخی از عناصر تحصیل کرده، با سواد، فرهنگی، سرمایه دار و... نیز به چشم می آید که با تناسب به مقام اجتماعی خود توانستند موقعیت های را برای خود فراهم نمایند. قریب اکثریت مطلق مهاجرین اولیه بی سواد بوده و به دلایل مختلف همچون غم نان و تامین معیشت، با وجود فعالیت شدید سواد آموزی در ایران، امکان تحصیل برای اینان فراهم نشد، اما اینان گرچه خود بی سواد بودند اما با چشیدن مزه تلخ بی سوادی، تلاش بسیاری کردند تا با استفاده از فضای جدید، فرزندان خود را با سواد بار آورند. با توزیع اولین کارت های هویتی در اوایل دهه 60 زمینه قانونی برای ورود بچه های مهاجر به مدارس ایرانی فراهم گشت و با توجه به نکته قبلی، بچه های کوچک این خانواده ها راهی مدارس ایران شده و به تحصیل پرداختند و بزرگترها به کار و تامین معیشت خانواده پیوستند. در دهه 60 و اوج فعالیت احزاب، دو زمینه برای تحصیل وجود داشت، ورود به تحصیلات دینی که مورد توجه نسل اولیه مهاجرین بود و به همین دلیل بسیاری از جوانان مهاجر به تحصیلات دینی روی آوردند و این بشتر به نفع کسانی بود که اولا کم و بیش در داخل نیز مقدماتی را فراگرفته و از طرفی علاقه مند به ادامه تحصیل بوده ولی از نظر سنی نیز نمی توانستند شامل مدارس دولتی شوند. و دوم مدارس دولتی برای کودکانی که در سنین مدرسه بودند و همچنین کلاسهای نهضت سواد آموزی که از فعالیت بسیار چمشگیری برخوردار بود و نکته مهم این که واقعا در آن دوران تحصیل و استفاده از این امکانات برای مهاجرین هیچگونه هزینه ای دربر نداشت و آنچه که امروزه به نام شهریه مطرح است تقریبا از سال 80 مطرح شده و حدود سه سال است که مقدارکی جدی گرفته می شود. در آن دوره بحث دانشگاه از ریشه منتفی بود، زیرا نه داوطلبی برای ورود به دانشگاه وجود داشت و نه مهاجرین جدید به کلاس 12 رسیده بودند و از طرفی ایران نیز هنوز با چنین مواردی مواجه نشده بود تا قوانینی برای آن وضع نماید. ورود مهاجرین به ایران در ابتدا حداقل از سوی افغانها، موقتی به حساب می آمد و به همین دلیل تصور می شد که به زودی به کشور خود باز خواهند گشت و شاید ایرانیها نیز چنین تصوری داشتند. اما به زودی همه دریافتند که مشکل به این زودی حل نخواهد شد. به این ترتیب مرتب بر تعداد مهاجرین افزوده شد و ایران نیز مجبور شد در حد لزوم به ترتیب مقرراتی برای این مهمانان جدید اقدام نماید و به این ترتیب «شورای هماهنگی آوارگان افغانی» پا به عرصه وجود گذشت. مساله مهم دیگر تاسیس و فعالیت شدید احزاب در این دوران می باشد که این فعالیت ها و مسایل حاشیه ی آن می تواند از چند حیث مهم باشد: 1- حضور احزاب در ایران وابسته به حضور مهاجرین می باشد و نوعا این احزاب تلاش می کنند تا با استفاده از امکانات خود پاسخگوی برخی از نیازهای مهاجرین باشند. ازدواج، طلاق، حل و فصل دعاوی، صدور کارت هویت حزبی، صدور معرفی نامه و... از مواردی است که احزاب انجام می دهند. 2- فعالیت های حزبی، شور و هیجان شدید و تاسیس احزاب جدید باعث رغبت جوانان به فعالیت های تشکیلاتی شده و علاوه بر عوارض بسیار، منافعی نیز به بار می آورد. خصوصا نیاز احزاب به تبلیغات و برپایی جلسات مرتب حزبی، منجر به پدید آمدن عناصری خلاق در موضوعات مختلف می شود و به این صورت نویسندگان، سخنرانان و گویندگانی ظهور می کنند که برخی از اینان بعدها تبدیل به ادیبان بزرگی شده و اینک افراد مشهوری به شمار می روند. 3- همچنین فعالیت احزاب منجر به پدید آمدن فعالیت های مطبوعاتی مهاجرین در ایران گشت. جریده کانون مهاجر توانست در جامعه نوپای مهاجر و در میان جوانان شور و حالی به وجود آورده و به فعالیت های جدید بیانجامد. حبل الله جریده مستقل دیگری بود که توسط بخش فرهنگی سازمان نصر اداره شده و مطالب متنوعی در آن به چاپ می رسید. همچنین نشریات حزبی چون پیام مستضعفین، استقامت و... نیز در این دوره تاثیر گذار بودند. 4- احزاب علاوه بر پایه گذاری نشریات، به تاسیس کانون های دینی، فرهنگی و... نیز اقدام کرده و هریک سعی کرد با رقابت شدید، در این قسمت نیز از بقیه پیشی گرفته و بر هواداران خود بیفزاید. سازمان نصر، حرکت اسلامی، حزب الله، جمعیت اسلامی و... با تاسیس دهها کانون، مدرسه، کتابخانه و... فعالیت های دینی، تربیتی، آموزشی و... بسیاری را روی دست گرفتند. 5- احزاب در دهه اول نقش بسیاری در تنظیم روابط میان مهاجرین و دولت ایران داشتند و با رایزنی های مداوم خود توانستند برخی از زمینه ها را برای مردم فراهم نمایند. مثلا زمینه تشرف به حج از این زمان به وجود آمد (که این امکان از حدود 62 یا 63 حاصل شده و تا امروز نیز ادامه دارد) به نظر می رسد که دروازه دانشگاه ها و برخی از مراکز دیگر به این طریق بر روی مهاجرین باز شده و زمینه برای شرکت جوانان در کنکور فراهم گردید. در اواخر دهه 60 افرادی در این مراکز مشغول به تحصیل بودند ولی مشخص نیست که دقیقا از چه دوره ای مهاجرین در کنکور شرکت کرده اند ولی گویا قبل از آن نیز افراد بسیار محدودی در دانشگاه های ایران مشغول بودند که احتمالا از طریق بورس پذیرش شده بودند. 6- فعالیت احزاب علاوه بر تبعات مثبت ذکر شده، دارای تبعات منفی بسیاری نیز بود. احزاب علاوه بر ایجاد تعصبات قومی، نژادی و... با حزب گرایی مردم را تکه تکه کرده و موجب اختلافاتی در میان مردم شدند. از طرفی فعالیت احزاب خود عامل پدید آمدن دسته های مختلف میان مهاجرین گشت، رهبران و نزدیکان آنها که برای پر کردن جیب مبارک خود لحظه ای تردید نکردند و اینک جزو طبقه اعیان به حساب می آیند. افراد وابسته به احزاب که توانستند از موقعیت های موجود به خوبی بهره برداری نمایند و... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:5 توسط بلخی
|
|
||