<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
زیرا زنان با کشف کشاورزی و استفاده از آن وسیله ای برای برتری و سلطه بر مردان بدست آورده و دراین دوره رفته رفته قدرت و برتری خودرا بر مردان به منصه ظهور رساندند و این تسلط زنان بر مردان بعد از کشف کشاورزی به خوبی احساس می شود. استفاده از زمین و کاشتن گیاهان مختلف و تنوع بخشی به آن موجب شد که زنانی که فبل از آن به سختی قادر بودند شکم خود و فرزند شان را سیر نمایند، یکباره موفق شوند علاوه برتامین نیازهای خود و فرزندان شان، منابع غذایی زیادی را ذخیره نموده و کم کم به توسعه اقتصادی دست پیدا نمایند: «در عین حال که این حوادث [شکار، اهلی کردن حیوانات و...] اتفاق می افتاد، زن به بزرگترین اکتشافات راه افتاد و سر حاصلخیزی زمین را پیدا کرد. تا آن هنگام کار زن تنها این بود که چون مرد، به شکار می رفت و با چنگال خود زمین پیرامون چادر را می کاوید تا مگر چیزی قابل خوردن به چنگ آورد.»1 به نظر می رسد در کشف استعداد باروری زمین، رسیدن به کشاورزی و تسلط بر زمین، نه فقط عامل تلاش و کوشش زنان و جستجوی روزانه آنان که مساله سخت شدن و کم شدن شکار و صید نیز بی تاثیر نبوده و دوره منتهی به کشف کشاورزی، دوره ای است که با همه تلاش و کوشش افراد برای دستیابی به شکار و به علت عدم بهره وری انسان از تجهیزات مناسب، قدرت دفاع و جنگ گندگی و نیروی تهاجمی حیوانات، انسان از قدرت مانور بسیار کم و محدودی برخوردار بوده و همین عامل مهم مانع بزرگی در راه شکارورزی به حساب می آمده است. در این شرایط آدمی ناچار به تغییر روش تغذیه ای خود و تکیه بر منابع و روشهای دیگری برای پر کردن شکم خود بوده است و کشف کشاورزی هدیه بسیار با ارزشی بود که از سوی زنان به بشریت تقدیم شده و به این صورت یکی از عوامل مهم مدنیت تحقق پیدا کرد: «به تدريج كه اردوگاه ها ساكن تر مي شوند و صيد كمياب تر، اولويتي در تغذيه به جمع آوري ميوه ها و دانه ها و كشت داده مي شود، زنان متوجه جوانه زدن و دوره باز توليد غلات مي گردند. اين كشف سبب افزايش توانايي زنان در كاربرد فنون جديد مي شود... بعد ها زنان نخريسي و بافندگي را اختراع مي كنند... با افزايش قدرت زنان در اختراعات و فعاليت هاي جديد اين فرضيه به وجود مي آيد كه وضعيت آنها از نظر اجتماعي نيز ترقي كرده باشد، و نه تنها انتقال فنون جديد به فرزندان و انتساب خويشاوندي از سوي زن است، بلكه نخستين خدايان نيز مونث هستند... »2 اقتصاد همانگونه که امروزه نیز تعیین کننده و عامل اساسی در نظام های گوناگون است، در آن زمان نیز برای اولین بار توانست در خدمت منافع افراد قرار گرفته و قدرت را برای زنان به ارمغان آورد و به این صورت دوره «مادر شاهی» با سیطره مستقیم زنان بر مردان آغاز گشت. اما زنان سعی کردند با ناز و عشوه گری، ملایمت و... مردانی را که طی هزاران سال به خوی شکار گری عادت کرده و طبیعت وحشیانه پیدا کرده بودند، به استقرار در خانه ترغیب و تشویق نمایند و این خود مستلزم گذشت صدها سال بود، تا آدمی از لذت جنگیدن، کشتن، غلبه کردن و... دست برداشته و با زمین ور برود. اما زنان موفق شدند درطی سالیان طولانی مردان را به گفته ویل دورانت رام کرده و جزو حیوانات اهلی خود قرار دهند: «زن که خانه داری و گرد آوردن گیاهان را بعهده داشت بتدریج با ملایمت و آرامی بشیوه دلپسند، مرد را از اینسو و آنسو رفتن برای پیدا کردن شکار منصرف ساخت و او را باستقرار در یک مکان و شخم زدن و کشت کار راضی کرد.»3 دوران مادر شاهی، دورانی است طولانی و به گفته برخی از افراد چیزی حدود 5 هزار سال به طول انجامیده و آثار و تبعات بسیاری از خود برجای گذاشته است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 13:26 توسط بلخی
|
|
||