تبليغاتX
میلاد بلخی - زنان امروزی، نگاه دیروزی!
 

 به نظرمی رسد که نقش مردان دراهلی کردن حیوانات، گرفتن و اسیر کردن بچه های آنها بوده است و این حیوانات کوچک با زندگی اجباری درکنار انسانها، به آنان عادت کرده و با رسیدن به مرحله رشد، توانسته اند از دیگر منافع خود نیز آدمی را بهره مند نمایند و در مرحله بعد انسان توانسته از قدرت باروری آنها نیز استفاده کرده و با تکثیر آن موجودات به گله داری و چوپانی برسد. نقش زنان در این میان برجسته تر از مردان می باشد، زیرا مردان در مرحله اول (آوردن توله ها) دخالت داشته و بقیه مراحل توسط زنان صورت گرفته و علاوه بر آن زنان مستقیما نیز با ایجاد ارتباط با حیوانات اطراف منزل و اطراقگاه و جلب توجه آنان، به اهلی کردن آن موجودات مبادرت کرده اند و گویا در این قسمت نیز نقش زنان بسیار پر رنگ تر و موثرتر از مردان می باشد.

کشف کشاورزی دارای تبعات بسیاری برای زنان و مردان می باشد. مهمترین تاثیر آن در زندگی مردان ترک شکارورزی، آغاز یکجا نشینی و در نتیجه پدید آمدن روستاها و شهرها و سپس پیدایش خانواده پدر سالار می باشد و در یک کلمه می توان گفت «کشاورزی عامل حرکت انسان به سوی تمدن به شمار می رود.» اما این کشف برای زنان نیز نتایج زیادی در پی داشت. ما در این بخش به برخی از این نتایج در زندگی زنان پرداخته و تاثیر آن در زندگی مردان را در جای خود مرور خواهیم کرد. آثار «دوران مادرشاهی» در زندگی زنان عبارت است از:

1- تسلط اقتصادی زن:

 تسلط زنان بر زمین و استفاده از باروری آن در زمانی است که مردان هنوز هم بر اساس همان سنت قدیمی شب و روز خود را بدنبال شکار تلف کرده و به اهمیت کشاورزی پی نبرده اند و طبعا شاید هنوز از تحولاتی که در اطراف آنها می گذرد، بی خبر مانده اند. در حالی که زنان علاوه بر زمین، حیواناتی را نیز به خدمت گرفته و تلاش می کنند که زرنگ ترین، قدرتمند ترین و خطرناک ترین حیوان! (مرد) را نیز تحت سلطه خود در آورند و توان غذایی (اقتصادی) جدید، این امکان را در اختیار زنان قرار می دهد. به این صورت اقتصاد برتر موجب تسلط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، هنری و زنان بر مردان می شود. اما با این همه زنان موجوداتی نیستند که از این برتری بهره گرفته و به برده داری از مردان بپردازند. زنان سعی می کنند از این موقعیت بیشتر به نفع «خانواده» بهره گرفته و به تقویت پایه های آن بپردارند.

«دوراني كه زن مقام سروي بر اجتماع را داشته بسيار طولاني بوده است. اين دوران را كه قسمت اعظم آن مربوط به اعصار ماقبل تاريخ بوده تا پنج هزار سال، بلكه بيشتر مي رسد و در تاريخ جامعه شناسي به دوره مادر شاهي معروف است كه از اواسط عصر حجر تا عصر مفرغ و آغاز عصر آهن ادامه مي يابد.4

قبلا اشاره شد که پدیده ی بنام «خانه» در دوره شکارورزی توسط زنان اختراع و ایجاد شده و مردان در ابتدا به عنوان مهمان وارد این محوطه شده و طبعا ادعای مالکیتی نیز نسبت به آن نداشتند، در نتیجه زنان به عنوان مالک، از حق تصمیم گیری برخوردار بوده و می توانستند از محل زندگی خود به صورت دلخواه استفاده نمایند. ولی بعدها این محل جدید حالت اشتراکی به خود گرفته و مردان نیز حقوق عادلانه ی بدست آوردند.

«... از گهواره تا گور هيچ لحظه اي وجود نداشته كه مرد تابع زني نبوده و تحت تاثير قدرت او نباشد، قدرتي كه زن به بركت اقتدار خويش در خانواده... به دست آورده است. از آنجا كه زنان مالك اصلي محل سكونت يعني چادر و كليه ضمائم آن هستند مي توانسته اند در صورت عدم تفاهم همسرشان را بيرون برانند... »5

ارزش عامل اقتصادی و تولید اضافی در حدی است که علاوه بر پدید آمدن مالکیت، زمینه بهره برداری و برده داری مضاعف را نیز فراهم می نماید. بنابراین در شرایط نوین مقصر اصلی قبل از هر چیز عامل اقتصادی، تولیدات اضافی و ارزش افزوده ی است که از این طریق ایجاد می شود و همین باعث وسوسه برخی از افراد برای سوء بهره وری از دیگران می شود.

«از اواسط عصر حجر تا دوران مفرغ چون هنوز وسايل كار يا ابزار توليد در مرحله ابتدائي بوده و آنچنان پيشرفت نكرده بود كه بتوان بوسيله آن توليد اضافي ويا ارزش اضافي حاصل كرد ، هر فرد از افراد بشر نمي توانست خوراك و مايحتاجي بيش از رفع حاجت يك نفر را توليد كند، از اين رو... كسي به فكر تصاحب و سوء استفاده از نيروي اضافي كار ديگران نيفتاده بود...»6        ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:27  توسط بلخی  |