<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
2- ریاست بر خانه و قبیله: عامل اقتصادی که موجب قدرت یابی زنان شده بود، به تحکیم موقعیت زنان و ریاست آنان بر خانه و خانواده کمک کرد و ازهمین زمان زمینه و توجیه مناسبی برای ریاست به وجود آمد و زنان با توجه با حاکمیت خود در خانه توانستند بر قوم و قبیله خود نیز سروری یابند: «... زنان مظهر نعمت و فراواني به شمار مي رفتند و قوام و دوام اجتماع را وابسته به آنها مي دانستند. در آن دوران غالبا رؤساي قبيله از بين زنان انتخاب مي شده است و شاهزادگان زن با اينكه برادر بزرگتر داشتند، معهذا خود ملكه مي شدند و به تنهايي فرمانروايي مي كردند. از بارزترين نمونه هاي اينگونه حكومتها دوران سلطنت «ماكدا» ملكه مقتدر سبا است كه تمام قوانين او به نفع زنان بود.»7 در جوامع گذشته نمونه های بسیار مشخصی از برابری زن و مرد دیده شده و بررسی زندگی قبایل بدوی در آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا نیز که در قرن های اخیر صورت گرفته، فرضیه زندگی مادر شاهی را ثابت می کند گرچه امروزه هیچگونه شکی در وجود این نوع زندگی دیده نمی شود، اما برخی از گفته ها از آن حکایت دارد که «خانواده مادر شاهی» و تحقق آن لزوما به معنی و مفهوم سروری و ریاست زن بر مرد نمی باشد: «نظریه مبتنی بر مادر سالار بودن جوامع نخستین و پس از آن پیدایش جامعه پدر سالار بدان سبب که مردان قدرت را از زنان گرفته و آن ها را اجیر خود کرده اند، اکنون کلاً مورد تردید است... و حتی جوامع مادرتبار که در آنان نسل و تبار از سوی مادر شناخته می شود معمولا تحت سلطه زنان نبوده است.»8 اینان برای مدعی خود به دلایل و شواهدی می پردازند که در جای خود به آنها اشاره خواهد شد همان گونه که طرفداران نظریه اول نیز برای اثبات گفته های خود به دلایل بسیاری متوسل می شوند. عمده ترین دلایل این افراد نمونه های است که هنوز هم در میان برخی از قبایل به چشم آمده و نگاه افراد قبیله به زندگی با توجه به بدوی بودن و متوقف ماندن زندگی آنان در مراحل قبیلوی، بر اساس همان رسوم و عادات گذشته - که نسل اندر نسل از طریق نیاکان شان به ارث رسیده است – بوده و علاوه بر آن آثار کشف شده از مناطق مختلف نیز این شواهد را تایید و بر قطعیت و سندیت آن ها گواهی می دهد: «مصريان معتقد بودند كه خدايان بين زن و مرد امتيازي ننهاده، از اين رو زن و مرد در تمام شئون اجتماعي مقامي برابر داشتند و گاه زن را برتر مي دانستند. فراعنه مصر اغلب دختران خود را به وليعهدي انتخاب مي كردند.»9 3- اولویت حق مادری طبعا زمانی که سیطره مادر شاهی به وجود می آید، تمام حق اولویت از سوی مادر به فرزند منتقل می شود، همان گونه که امروزه و در خانواده پدر شاهی نیز حق اولویت از طرف پدر به فرزند می رسد. در جوامع بدوی گذشته که به عنوان نمونه و مصداق مورد بررسی و تحلیل دقیق جامعه شناسانه قرار گرفته اند، موارد زیادی به دست آمده که همین فرضیه را به اثبات رسانده و مورد تایید قرار می دهد: «... در جامعه ایشان [آیرو کواهای (بومیان) آمریکای شمالی] اصالت با نسب مادری بود... خانواده های مرکب از گروهی خواهران یا دختر عمه ها و دختر خاله ها با هم در ساختمان هائی زندگی می کردند که بنام «خانه دراز» خوانده میشد... رئیس و صاحب اختیار هر «خانه دراز» بانوی بزرگ خانواده مرکب، یعنی مسن ترین زن آن دودمان بود. این بانو که معمولاً مادر یا مادر بزرگ گروه زنهائی بود که هر کدامشان ریاست یکی از خانواده های منفرد را بعهده داشتند، بر همه آنها فرمانروائی می کرد. یک تا سه عدد از این خانواده های مرکب تشکیل دودمانی را می داد و یک یا چند دودمان طایفه ای بزرگ را که اساسش بر اصالت شجره مادری بود بوجود می آورد.»10 4- تقدم مذهبی: گرایش به دین همانگونه که امروزه یک امر طبیعی به شمار می رود، از ابتدای خلقت نیز در میان مردمان اولیه به صورت ابتدایی آن وجود داشته و در طی تاریخ علاوه بر پذیرش تحولات بسیار، دگرگونی های در متن جوامع نیز به وجود آورده است. دین یکی از عوامل اساسی و منشاء تغییر و تحولات کلی در اخلاق، عادات و فرهنگ مردم محسوب شده و در شکل گیری ساختار دنیای کنونی نقش ویژه دارد. اشکال دین در جوامع اولیه خدایان اساطیری است که صورت های گوناگون داشته و گاه در آسمان و گاه در زمین و گاه در آب چهره می نماید و سپس به نقش آدمی در آمده و «الهه» ها پدید می آید و این گونه می شود که زنان به عنوان «رب النوع» های مختلف تجسم یافته و پرستیده می شوند: «در اين عصر بوده كه خدايان به شكل زنان زيبا و خوش اندام مظهر خرد و دانش تصوير مي شده اند و مرد به قبيله زن مي رفته و براي او كار مي كرده است، تا بتواند با او ازدواج كند...»11 همچنین در این دوران حضور زنان کاهن در جوامع بدوی بسیار معمول و پیش پا افتاده تلقی شده و تمثال های کاهنان زن که توسط باستان شناسان در حوزه های گوناگون تمدنی به دست آمده در صد بسیار بالایی را نسبت به تمثال های یافته شده مردانه نشان می دهد و این گویای همان تاثیر و حضور فعال زنان در جوامع اولیه می باشد: «تردید نیست که در میان بسیاری از قبایل عصر «نوسنگی» و حتی اقوام عصر «مفرغ» حوزه مدیترانه نسب از مادر برده میشد و اساس خانواده بر اصالت مادر بود. در نتیجه این وضع زنان دارای مقام اجتماعی شامخی بودند تا آنجا که حتی بر زندگی مذهبی و آیین و تشریفات مربوط به آن نیز حکومت می کردند و دلیل صحت این نظریه آنست که در میان تصاویر و نقوشی که از دوره ما قبل تاریخ حوزه مدیترانه بدست آمده تمثال زنان کاهن فراوان است در حالی که تصویر مرد کاهن بسیار بندرت دیده می شود.»12 «آیین پرستش این ربانیت بزرگ به رهبری زنان کاهن اجرا می شد و به احتمال قوی همین زنان بودند که در ضمن انجام مراسم مذهبی مورد تسخیر قوای فوق طبیعی در آمده به حال خلسه و غش می افتادند و ندای خدایان را به گوش آدمیان فرو می خواندند...»13 در این دوره از نظر مردان (و حتی زنان) قدرت باروری زنان یکی از شگفت انگیز ترین حوادث غیر طبیعی دنیا به حساب آمده و مایه تعجب انسان می شود و این شگفتی انسان را وا می دارد تا با استفاده ازچنین تحولی به پدید آوردن نقش های جدیدی همت گمارند و در نتیجه رب النوع ها، جلوه های دیگری یافته و با توجه به ذوق و سلایق هنرمندان شکل، رنگ و نگارهای نوی می یابند و «الهه باروری» متولد شده و انسان را حیران تر و سرگردان تر کرده و مردان را به شدت نگران می کند: «مجسمه های کوچک زن معرف و نماینده آیین پرستش همان الهه مام زمین هستند که منشاء شان آسیای جنوب غربی بود و همراه با مهاجران آسیایی بخاک اروپا رسید... و کاهنان مرد یا کاهنان زنی وجود داشتند که رابط مابین دنیای خاکی و قوای فوق طبیعی بودند... »14 «[در ژاپن] اعتقاد عمومی بر این بود که رئیس قبیله خواه مرد یا زن عقبه مستقیم خدای قبیله بود که در هر نسل از فرزند ارشد مذکر یا مونث خانواده رئیس به دنیا می آمد. بدین ترتیب اگر فرزند ارشد خانواده رئیس قبیله دختری بود پس از پدرش به مقام فرمانروائی قبیله می رسید. بهمین علت است که می بینیم در اوایل دوران تاریخی کشور ژاپن عده ای از امپراطوران زن بتخت فرمانروائی نشستند.»15 و به این صورت مرد با کمک زن به یکجا نشینی دست یافته و با سرعت به سمت مدنیت قدم برداشته و وارد عرصه های جدیدی خواهد شد. اما آیا زنان و مردان می توانند همچنان دوشادوش یگدیگر این وظیفه دشوار را به سامان برسانند؟ منابع: 1- دورانت، ویل – تاریخ تمدن ج اول – ترجمه احمد آرام – تهران – سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی – 1365 – ص 12. 2- میشل، اندره – جنبش اجتماعی زنان – ترجمه هما زنجانی زاده اعزازی – مشهد – نیکا – 1372 – ص 25/ 24. 3- لینتون، رالف – سیر تمدن – ترجمه پرویز مرزبان – دوم – تهران – دانش – 1357 – ص 86. 4- حسینیا، احمد – راز آشکار – اول – تهران – موسسه آیه با همکاری انتشارات هفت – 1380 – ص 11. 5- جنبش اجتماعی – ص 24/23 6- راز آشكار ص 11. 7- راز آشكار ص 13 8- وارنر، رکس – دانشنامه اساطیر جهان – ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور – اول – تهران – اسطوره – 1386- ص 35. 9- راز آشكار ص 13. 10- سیر تمدن 557 . 11- راز آشكار ص 12. 12- سیر تمدن 233. 13- سیر تمدن 235. 14- سیر تمدن 241. 15- سیر تمدن 531.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 16:38 توسط بلخی
|
|
||